بدن‌هایی که داوطلبانه به سنگ‌ها زنجیر شده‌اند، تازیانه‌ زدن به خود، و انسان‌هایی که با پرهیز کامل از خوردن غذا به پوست و استخوان تبدیل می‌شدند، همه نمونه‌هایی از ریاضت‌کشی در آیین مسیحیت هستند؛ آیینی که قرن‌ها با شیوه‌های مختلفی از روزه‌داری تا مراقبه همراه بوده. اما همین شکل افراطی ریاضت‌کشی که نخستین بار در سده دوم میلادی ثبت شده، همواره کنجکاوی عموم را برانگیخته است.

هرچند این اعمال سخت‌گیرانه و همراه با آسیب توسط چهره‌هایی همچون قدیس بارسانوفیوس و یوحنای پیامبر محکوم شده بودند، اما رفتارهای افراطی همچون ۳۶ سال ایستادن سیمئون استیلایتس بر بالای ستون، در آثار گوناگونی از جمله شعری از آلفرد لرد تنیسون و فیلمی متعلق به سال ۱۹۶۵ میلادی ساخته کارگردان مکزیکی لوئیس بونوئل ماندگار شده است.

در سده بیست‌ویکم، این جذابیت نسبت به ریاضت‌کشی افراطی دوباره در ذهن عموم زنده شد؛ از جمله با شخصیت سیلاس، راهب خودآزار در رمان پرهیجان رمز داوینچی. با وجود تفاوت‌های فراوان این بازنمایی‌ها در فرهنگ عامه، یک نکته همواره ثابت بوده: افرادی که چنین رفتارهایی از خود نشان می‌دهند همیشه مرد هستند.

اکنون این فرضیه به‌طور جدی زیر سؤال رفته، زیرا مقاله‌ای جدید در نشریه Journal of Archaeological Science نخستین شواهد قطعی را ارائه می‌دهد که نشان می‌دهد زنان نیز در دوران آغازین مسیحیت به اعمال سخت‌گیرانه و خودآزارانه مذهبی می‌پرداختند.

این شواهد در یک صومعه بیزانسی نزدیک شهر قدیم اورشلیم که احتمالاً بین سال‌های ۳۵۰ تا ۶۵۰ میلادی وجود داشته، کشف شده است. در دو سردابه این صومعه، باستان‌شناسان توانستند بسیاری از اجساد را به مرد، زن و کودک دسته‌بندی کنند. اما یک اسکلت به دلیل آسیب‌دیدگی شدید ناشی از ریشه درختان و فرسایش طبیعی، چنان آسیب دیده بود که استخوان‌های تشخیصی مانند لگن غیرقابل شناسایی بودند. با این حال، روشن بود که این پیکر متعلق به یک زاهد بوده که ریاضت‌کشی بسیار افراطی انجام داده، زیرا استخوان‌ها در زمان دفن با زنجیر پیچیده شده بودند.

تنها سه مهره و یک دندان از این فرد باقی مانده و با گذشت حدود ۱۶۰۰ سال از خاک‌سپاری، امکان استخراج و بررسی دی‌ان‌ای برای تعیین جنسیت سخت بود. با این وجود، نوع دیگری از تحلیل که پیش‌تر توسط دکتر پائولا کوتلی و گروهش برای مطالعه فرایند اهلی‌سازی حیوانات ابداع شده بود، می‌توانست پاسخگو باشد.

در پژوهش‌های مربوط به حیوانات، کوتلی و همکارانش روشی را توسعه دادند که با بررسی پروتئینی در مینای دندان به نام آملوژنین که در نر و ماده تفاوت دارد، می‌توانستند جنسیت بقایای باستانی را تعیین کنند. این روش نخستین بار امکان تعیین جنسیت بقایای باستانی گاو را فراهم کرد و به پژوهشگران اجازه داد مسیر اهلی‌سازی و مدیریت گله‌ها را در گذشته بررسی کنند.

پایه این روش بر آن است که انسان دو نسخه از ژن آملوژنین دارد: یکی روی کروموزوم X و دیگری روی کروموزوم Y. فردی که دارای دو کروموزوم X باشد تنها نوع X-linked آملوژنین را دارد، اما وجود آملوژنین مرتبط با کروموزوم Y نشان می‌دهد دندان متعلق به یک مرد بوده.

بررسی دندان زاهد زنجیرشده هیچ نشانی از آملوژنین مرتبط با کروموزوم Y نشان نداد و این قویاً نشان می‌دهد که صاحب آن زن بوده. البته هنوز کمی عدم قطعیت وجود دارد. در مقاله آمده که نبود طیف خاص مربوط به AmelY این امکان را فراهم می‌کند که بقایا با احتمال بسیار زیاد زن باشد. از آنجا که مردان هر دو نوع X و Y آملوژنین را دارند، ممکن است که نوع مربوط به کروموزوم Y از بین رفته و در تحلیل به‌جا نمانده باشد. با وجود این احتیاط علمی، پژوهشگران نسبتاً مطمئن‌اند که این زاهد احتمالاً زن بوده است.