برای چندین دهه، توضیح غالب درباره فروپاشی تمدن هاراپایی عصر برنز بر تغییرات اقلیمی متمرکز بود؛ بهویژه تضعیف بارشهای موسمی که شهرهای بزرگ این تمدن را تغذیه میکرد. با این حال، شواهد تازه بهدستآمده از یک محوطه باستانشناسی در شمالغرب هند اکنون نشان میدهد این روایت نادرست است.
پژوهشگرانی که ایزوتوپهای اکسیژن موجود در دندانها و استخوانهای جانوری بازیابیشده در محوطه بهیرانا، واقع در ایالت هاریانا، را تحلیل کردهاند، توانستهاند یک رکورد پیوسته ۵,۰۰۰ ساله از نوسانات موسمی را مستقیماً در خود این استقرار بازسازی کنند. یافتههای آنان که در نشریه Scientific Reports انتشار یافته، نشان میدهد هرچند موسمی پس از حدود ۷,۰۰۰ سال پیش تضعیف شد، این تمدن بهطور مستقیم در نتیجه این تحول فرو نریخت. در عوض، ساکنان آن با تغییر تدریجی شیوههای کشاورزی خود، سازگاری نشان دادند و از این طریق جامعهشان را بهمرور دگرگون کردند.
خود بهیرانا بسیار قدیمیتر از برآوردهای پیشین ارزیابی شده است. قدیمیترین سطح استقراری که با سفالهای موسوم به هاکرا مشخص میشود، تاریخگذاری میانگین رادیوکربن در حدود ۸,۳۵۰ سال پیش از حال را ارائه داده. تاریخگذاری لومینسانس تحریکشده نوری بر روی قطعات سفالی این ترانشه که در چارچوب این پژوهش انجام شده، تداوم استقرار در این محوطه را از پیش از ۸,۰۰۰ سال قبل تا حدود ۲,۸۰۰ سال پیش تأیید میکند. این امر بهیرانا را به یکی از کهنترین محوطههای شناختهشده هاراپایی در شبهقاره هند تبدیل میکند؛ بهگونهای که خاستگاه آن چندین هزاره پیش از دوران نخستین فرعونهای مصر قرار میگیرد.

رکورد ایزوتوپ اکسیژن استخراجشده از دندانها و استخوانهای جانوری بهعنوان شاخصی جانشین برای ترکیب آبهای جوی مصرفشده توسط حیوانات عمل میکند که بهنوبه خود شدت موسمی را بازتاب میدهد. دادههای بهیرانا نشان میدهد ساکنان پیشاهاراپایی زمانی در این منطقه استقرار یافتند که سامانه رودخانهای گاگگار–هاکرا، که امروزه عمدتاً خشک است، در فاصله حدود ۹,۰۰۰ تا ۷,۰۰۰ سال پیش بر اثر تشدید موسمی تغذیه میشد. پس از ۷,۰۰۰ سال پیش، موسمی وارد یک روند کاهشی طولانی و یکنواخت شد.
با وجود این، استقرارها از میان نرفتند. این محوطه تداوم سکونت را در سراسر مرحله هاراپایی آغازین، حدود ۸,۰۰۰ تا ۶,۵۰۰ سال پیش، مرحله هاراپایی نیمهبالغ آغازین، ۶,۵۰۰ تا ۵,۰۰۰ سال پیش، و مرحله هاراپایی بالغ، ۵,۰۰۰ تا ۲,۸۰۰ سال پیش، نشان میدهد. مرحله شهری این تمدن با شهرهای برنامهریزیشده، اوزان استانداردشده و شبکههای گسترده تجاری، در دورهای شکوفا شد که موسمی در حال تضعیف بود.

پژوهشگران در مقاله خود گفتهاند: «اگر تغییرات اقلیمی علت اصلی فروپاشی بود، انتظار میرفت یک دگرگونی فرهنگی نسبتاً ناگهانی همزمان با یک تغییر عمده ایزوتوپی مشاهده شود. دادهها چنین الگویی را نشان نمیدهند.»
در عوض، شواهد باستانشناسی بهدستآمده از بهیرانا و سایر محوطهها به سازوکاری متفاوت اشاره دارد. در مرحله پایانی هاراپایی، الگوی استقرارها از محصولات پرمصرف آب مانند گندم و جو به گونههای مقاومتر به خشکی، از جمله ارزن و برنج، تغییر یافت. این تحول در راهبرد معیشتی، نیاز به تأسیسات ذخیرهسازی بزرگ و متمرکز و مراکز شهری متراکم را کاهش داد. جمعیتها به جای فروپاشی کامل، در سکونتگاههای کوچکتر پراکنده شدند.
تمدن سند در اوج شکوفایی خود احتمالاً از بیش از ۵ میلیون نفر در قلمرویی حمایت میکرد که از دریای عرب تا حوزه آبریز گنگ گسترده بود. شهرهای آن دارای خیابانهای شطرنجی، سامانههای زهکشی سرپوشیده و چاههایی برای هر خانه بودند. صنعتگران این تمدن مهرههای سنگهای قیمتی سوراخکاریشده، اوزان سنگی استاندارد، ابزارهای مسی و برنزی، و مُهرهای حکاکیشده پیچیدهای تولید کردند که حامل خطی هستند که هنوز رمزگشایی نشده است.








دیدگاه ها