مجسمه «متفکر» از آگوست رُدِن یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار هنری جهان است. تصویر مردی که به جلو خم شده و دست راستش را به چانه تکیه داده، نماد توانایی انسان در تفکر عمیق، تحلیل انتزاعی و خوداندیشی است. اما در حالی که رُدِن قصد داشت قابلیت‌های شناختی منحصربه‌فرد انسان را برجسته کند، اثر او به طور غیرمستقیم ویژگی دیگری از انسان را نیز نشان می‌دهد که ما را از سایر گونه‌ها متمایز می‌کند: تنها انسان‌ها هستند که چانه دارند.

اگر به درخت تکاملی انسان نگاه کنیم، نزدیک‌ترین خویشاوند ما، شامپانزه، هیچ گونه برجستگی چانه ندارد. این موضوع نه تنها برای تمام میمون‌های زنده، بلکه برای اجداد منقرض‌شده ما مانند نئاندرتال‌ها و دنیسووان‌ها نیز صدق می‌کند. ممکن است تصور کنیم که چانه انسان به منظور محافظت بیشتر از صورت تکامل یافته است، اما این یک تصور اشتباه رایج درباره انتخاب طبیعی است. در واقع، حتی اگر Homo sapiens گونه غالب امروز زمین باشد، همه اجزای بدن انسان لزوماً در راستای «بقای اصلح» شکل نگرفته‌اند.

نورین فون کرامون-تاوبادل، انسان‌شناس زیست‌شناختی دانشگاه بوفالو، توضیح می‌دهد که چانه عمدتاً به طور اتفاقی شکل گرفته و محصول جانبی تکامل بخش‌های دیگر جمجمه است، نه نتیجه انتخاب مستقیم برای خود چانه.

انسان‌ها واقعاً به چانه نیاز ندارند | دیجینوی

فون کرامون-تاوبادل و همکارانش در مطالعه‌ای که در مجله PLOS One منتشر شد، چانه را نمونه‌ای بارز از spandrel تکاملی می‌دانند. در معماری، spandrel به فضاهای مثلثی‌شکل گفته می‌شود که بین ضلع طاق و قاب آن ایجاد می‌شوند و وجود آن‌ها اجتناب‌ناپذیر است. نمونه مشابه این فضاها در زیر پله‌ها نیز دیده می‌شود؛ اگرچه گاهی به انباری یا محل ذخیره‌سازی تبدیل می‌شوند، اما تنها به دلیل وجود خود پله‌ها شکل گرفته‌اند.

در سال ۱۹۷۹، استیفن جی گولد و ریچارد لوونتین مفهوم spandrel را به زیست‌شناسی تطبیق دادند. در این زمینه، بسیاری از گونه‌ها ویژگی‌هایی دارند که صرفاً نتیجه جمع دیگر ویژگی‌های مفید بدنشان هستند و نه نتیجه انتخاب مستقیم. در انسان، واضح‌ترین نمونه چنین ویژگی‌ای چانه است.

این تحقیق نشان می‌دهد که برخلاف نظریه‌های پیشین، که تغییرات فک پایین را ناشی از انتخاب طبیعی می‌دانستند، چانه انسان بیشتر محصول تغییرات در بخش‌های دیگر جمجمه و فک است و نه هدف مستقیم انتخاب طبیعی. فون کرامون-تاوبادل می‌گوید: «تغییرات پس از جد مشترک آخر ما با شامپانزه‌ها به دلیل انتخاب طبیعی روی چانه نبوده، بلکه ناشی از تغییرات در سایر بخش‌های فک و جمجمه است.»

البته این به معنای بی‌فایده بودن چانه نیست؛ چانه هنوز به جویدن کمک می‌کند و فک پایین را مستحکم‌تر می‌کند. همچنین تصور یک قهرمان فیلم اکشن بدون چانه دشوار است. اما مسیر تکاملی انسان به دلیل چانه تغییر نکرده و این ویژگی صرفاً همراه با تغییرات دیگر بدن به دست آمده است.

فون کرامون-تاوبادل تأکید می‌کند: «داشتن ویژگی‌ای منحصربه‌فرد مانند چانه، به این معنا نیست که انتخاب طبیعی آن را برای افزایش بقا شکل داده است.»