در یک جلسهٔ استماع اخیر کنگره، ویدیویی از یک گوی اسرارآمیز مورد بررسی قرار گرفت که به نظر می‌رسید یک موشک نظامی آمریکا در هوا از کنار آن جهش کرد. پس از انتشار این فیلم کوتاه و تار، شایعاتی مبنی بر اینکه این شیء یک پدیدهٔ ناهنجار ناشناس (UAP)—که قبلاً با نام یوفو شناخته می‌شد—است، به شدت بالا گرفت.

در واقعیت، احتمالاً این UAP یک بالن بود که در نزدیکی یمن توسط باد جابجا می‌شد. قطعات آن پس از برخورد موشک هل‌فایر با آن، همچنان به حرکت خود ادامه دادند. ارتش آمریکا از ارائهٔ اطلاعات در مورد این رویداد یا نحوهٔ تصمیم‌گیری برای پرتاب موشک خودداری می‌کند، اما یک متخصص فیزیک موشک توضیح می‌دهد که احتمالاً چه اتفاقی افتاده است. این متخصص تأکید کرد که مسیر تقریباً بدون انحراف موشک پس از برخورد، نشان‌دهندهٔ «جرم کم» هدف است که با بالون بودن آن سازگاری دارد. همچنین، عدم انفجار بزرگ موشک حاکی از آن است که به احتمال قوی از نوع AGM-114R9X بوده که برای پاره کردن هدف با تیغه‌های تیز (و نه انفجار مهیب هالیوودی) طراحی شده است. بدین ترتیب، صحنهٔ دراماتیک فیلم، بیشتر یک توهم نوری بود تا اثبات وجود یک شیء ناشناخته.

ویدئوی کنگره: توهم یا واقعیت؟

کمتر کسی می‌توانست آن را درک کند؛ یک ویدئوی پخش شده در جلسهٔ استماع اخیر کنگره در مورد «پدیده‌های ناهنجار ناشناس» (UAP)، به ظاهر نشان می‌دهد که یک موشک نظامی آمریکا در میانهٔ هوا از کنار یک گوی اسرارآمیز عبور می‌کند. این کلیپ کوتاه و تار، که به نظر می‌رسید از بالای محل برخورد دو شیء فیلم‌برداری شده است، در ۹ سپتامبر در یک جلسهٔ شفاف‌سازی مجلس نمایندگان منتشر شد. این ویدئو توجه ملی را جلب کرد، اما آنچه بسیاری تصور می‌کردند دیده‌اند، یک توهم بصری بود. در فضای پرالتهاب بحث‌های کنگره درباره موضوع UAP، این تصاویر بلافاصله توسط رسانه‌ها به عنوان سندی بر وجود پدیده‌های ناشناخته تفسیر شدند. با این حال، برای درک آنچه در کسری از ثانیه روی داده بود، چشم متخصصان فیزیک و تحلیلگران جنگی لازم بود تا واقعیت پشت این وهم بصری را آشکار کنند.

پس، واقعیت چه بود؟

نظر یک متخصص فیزیک موشک

سخنگوی ارتش آمریکا در یک ایمیل اظهار داشت که اگرچه جلسهٔ استماع و ویدئو در سوابق عمومی ثبت شده‌اند، اما وزارت جنگ (که اخیراً تغییر نام داده است) «این ویدئو را تأیید نکرده و هیچ تأیید محتوایی در مورد این رویداد صادر ننموده است. گزارش‌های مطبوعاتی نیز منعکس‌کنندهٔ تأیید پنتاگون نیستند.» این موضع رسمی نشان می‌دهد که ارتش با وجود ثبت عمومی رویداد، همچنان از پذیرش یا تأیید جزئیات عملیاتی خودداری می‌کند.

بنابراین، ما از یک متخصص فیزیک موشک کمک خواستیم. دکتر فرد لمب، اخترفیزیکدان نظری در دانشگاه ایلینوی و رئیس کمیتهٔ گزارش موشک‌های بالستیک انجمن فیزیک آمریکا در اوایل سال جاری، از طریق ایمیل هشدار داد که هرگونه تحلیلی برای متخصصانی مانند او که «اطلاعات مستقلی در مورد رویداد ندارند»، مستلزم «تعداد بسیار زیادی فرض» است، اما قول داد با همین فرضیات بهترین نتیجه‌گیری را ارائه دهد.

نتیجه‌گیری لمب—بر اساس شواهد موجود—این بود که شیء مورد نظر احتمالاً یک بالون در ارتفاع بالا بوده که توسط نوع خاصی از موشک‌های آمریکایی که برای بیرون‌ریختن تیغه‌ها طراحی شده‌اند، در هوا پاره شده است. او تأکید کرد که این نوع برخورد موشکی چیزی نیست که مردم از تماشای فیلم‌ها یا سریال‌های هالیوودی انتظار دارند. او گفت: «دلیل اصلی این است که رویداد فیلم یا تلویزیون بلند، دراماتیک و هیجان‌انگیز باشد—نه به این دلیل که تخریب یک هدف، مانند بالون، در واقعیت این‌گونه به نظر می‌رسد.» در واقع، برخلاف انفجارهای بزرگ سینمایی، برخورد با چنین هدفی ممکن است تنها با یک پارگی کوچک و بی‌صدا همراه باشد، نه یک صحنه پر سر و صدای تخریب. این تفاوت، درک عمومی از فناوری و واقعیت‌های نظامی را دچار ابهام می‌کند.

آنچه می‌بینیم همیشه حقیقت را منعکس نمی‌کند

گزارش‌های مطبوعاتی از جلسهٔ استماع نشان دادند که این رویداد در نزدیکی یمن رخ داده و شامل نوعی از موشک‌های «هل‌فایر» (با وزن تقریباً ۱۰۰ پوند) بوده است. سخنگوی ارتش آمریکا اعلام کرد که ارتش عموماً از این موشک‌های AGM-114 استفاده می‌کند—به ویژه نوع هدایت‌شونده با لیزر آن به نام «رومئو» (AGM-114R).

با این حال، لمب گفت که دست‌کم ۱۰ نوع موشک هل‌فایر وجود دارد. تحلیل او بر این فرض استوار است که بر اساس گزارش‌های رسانه‌ها، یکی از این انواع از یک پهپاد MQ-9 Reaper شلیک شده و دوربین فیلم‌برداری روی یک پهپاد دوم در ارتفاع بسیار بالا با استفاده از یک «دوربین تصویربرداری حرارتی با بزرگ‌نمایی بسیار بالا» پرواز می‌کرده است. وی افزود، ارتفاع عملیاتی این نوع پهپاد حدود ۲۵۰۰۰ پا گزارش شده که کمی پایین‌تر از مسیرهای معمول پرواز هواپیماهای تجاری است.

لمب به طور خاص به ارتفاع و دوربین اشاره کرد تا تأکید کند که عموم مردم با چه میزان عدم قطعیت کار می‌کنند: فاصلهٔ دوربین تا پس‌زمینه، اینکه پس‌زمینه چیست (احتمالاً اقیانوس یا پوشش ابر)، مسیر موشک فرضی، فاصلهٔ دوربین تا هدف و جهت‌گیری دوربین (نسبت به زمین).

او تأکید کرد: «ما هیچ یک از این موارد را نمی‌دانیم»، به این معنی که یک بینندهٔ ناآزموده ممکن است به نتایجی نادرست برسد، مانند فرض اینکه «موشک و هدف هر دو در یک صفحه حرکت می‌کنند» یا «دوربین نمی‌چرخد»، که همگی از سوء برداشت‌های رایج هستند. پس نمی‌توانیم با قطعیت بگوییم که در حال تماشای چه چیزی هستیم.

با این حال، لمب گفت یکی از احتمالات این است که دوربین در حال زوم کردن شدید بر روی اجسام متقاطع بوده و نوعی توهم بصری به نام «حرکت اختلاف منظر» (Parallax Motion) ایجاد کرده است. در میدان دید محدودی مانند لنز دوربین، هدف ممکن است بسیار سریع حرکت کند—و این امر به ویژه زمانی صادق است که اشیاء پس‌زمینه کمی برای قضاوت در مورد حرکت وجود داشته باشد.

لمب گفت، در گذشته نیز مشخص شده است که سایر UAP‌هایی که به نظر می‌رسیدند با سرعت بسیار زیاد حرکت می‌کنند، در واقع به ارادهٔ خود حرکت نمی‌کردند، بلکه تنها توسط باد به جلو رانده می‌شدند. بنابراین، او پیشنهاد داد که این احتمال وجود دارد—هرچند قطعی نیست—که «هدف» یک بالون در ارتفاع بالا باشد که نور خورشید را منعکس می‌کند، و «بیشتر به دلیل ‘حرکت اختلاف منظر’ و همچنین به دلیل حمل شدن توسط باد در ارتفاع بالا»، به نظر می‌رسد که به سرعت در حال حرکت است.

وقتی به یک بالون شلیک می‌کنید چه اتفاقی می‌افتد؟

با فرض اینکه شیء یک بالون بوده است، چه کسی تصمیم به شلیک به آن می‌گیرد؟ در پاسخ به این سؤال که آیا این تصمیم توسط خلبان، یک افسر فرماندهی یا شخص دیگری گرفته می‌شود، ارتش آمریکا اعلام کرد که به دلیل «ملاحظات عملیاتی» قادر به انتشار این اطلاعات نیست. لمب افزود: «به طور کلی، دلایل زیادی وجود دارد که چرا ارتش آمریکا ممکن است بخواهد بالونی را که در منطقه‌ای درگیر درگیری در حال پرواز است، ساقط کند.» این سکوت ارتش، گمانه‌زنی‌ها را در مورد پروتکل‌های پیچیده و سلسله مراتبی که برای صدور مجوز پرتاب موشک‌های گران‌قیمت نیاز است، افزایش می‌دهد.

با فرض اینکه موشک به یک بالون اصابت کرده است، ویدئو نشان می‌دهد که پس از برخورد موشک، تعدادی قطعه—که به موازات هم حرکت می‌کنند—به پرواز در می‌آیند. لمب در مورد آنچه به وضوح می‌توانست ببیند، افزود: «موشک مسیر خود را ادامه می‌دهد، که نشان می‌دهد تعامل موشک با هدف، انحراف قابل توجهی در مسیر آن ایجاد نکرده است. این امر حاکی از آن است که تعامل چندانی وجود نداشته و/یا جرم هدف کم بوده است، که با بالون بودن آن سازگار است.» این عدم تغییر در مسیر پرواز، به شدت تأیید می‌کند که هدف مورد اصابت، جرمی ناچیز داشته و تقریباً هیچ مقاومتی در برابر موشک ایجاد نکرده است.

شواهد بیشتر برای بالون بودن هدف شامل «این واقعیت است که به محض برخورد، قطعات حاصل از هدف به آرامی از هم دور می‌شوند، همان‌طور که اگر در حالی که توسط باد حمل می‌شوند، از هم جدا شوند.» او خاطرنشان کرد که اپتیک دوربین احتمالاً نتوانسته است تمام آوار را تشخیص دهد—آنچه قابل مشاهده بود، قطعاتی بودند که «به نظر می‌رسد همگی شکل‌های غیردایره‌ای و جهت‌گیری یکسانی دارند.» این جدایی آهسته و رانده شدن توسط باد، مشخصه اصلی یک شیء پرشده از گاز با پوسته‌ای نازک مانند بالون است.

اما چرا موشک ادامه داد و منفجر نشد؟ لمب گفت چند احتمال وجود دارد. شاید کلاهک موشک هل‌فایر عمل نکرده باشد. یا، به احتمال زیاد، این «نوعی از موشک هل‌فایر است که … کلاهک انفجاری قابل توجهی نداشته، اما با این وجود می‌توانسته بالون را ببرد یا پاره کند.» وی افزود، محتمل‌ترین مثال موشک AGM-114R9X است که تیغه‌های تیزی را با مقدار کمی مواد منفجره بیرون می‌اندازد. این مدل به دلیل عملکرد خاص و غیرانفجاری‌اش، در محافل نظامی به «گینسوی پرنده» معروف است و برای حداقل کردن خسارات جانبی طراحی شده است.

بر اساس گفته‌های ارتش آمریکا، موشک‌های هل‌فایر در عملیات‌های متعدد و توسط شاخه‌های مختلف ارتش استفاده شده‌اند. آنها در طول عملیات جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱—که در آمریکا به «طوفان صحرا» نیز معروف است—به کار گرفته شدند و همچنان در طول «جنگ علیه تروریسم» مورد استفاده قرار می‌گیرند. موشک‌های هل‌فایر هم از پهپادها و هم از هلیکوپترها پرتاب شده‌اند.

با توجه به ماهیت این ویدئو، ما نمی‌توانیم با قطعیت بدانیم که یک موشک هل‌فایر در حال پاره کردن یک بالون بوده است—یا هیچ نتیجه‌گیری دقیقی در مورد آنچه نشان داده شده به دست آوریم—اما این فرصتی است برای همهٔ ما که درک کنیم گاهی اوقات، آنچه فکر می‌کنیم در یک فیلم بصری می‌بینیم، ممکن است واقعاً در مقابل ما نباشد. تفسیر تصاویر ضبط شده توسط اپتیک‌های نظامی، به خصوص فیلم‌های جنگی، نیازمند احتیاط زیاد و آگاهی از محدودیت‌های فنی و عملیاتی است؛ در غیر این صورت، درک ما از واقعیت تحریف می‌شود.