تحوت، خدای جادو، خرد، نویسندگی و ماه در مصر باستان، بیشتر با بدن انسان و سر یک پرنده ایبیس به تصویر کشیده میشد. با این حال، این خدا گاهی سر بابون نیز داشت و دلیل این ارتباط مدتها برای پژوهشگران روشن نبود.
اکنون دانشمندان احتمال میدهند ویژگیهای ظاهری بابونها، بهویژه درخشش خز آنها، یکی از دلایل این ارتباط بوده باشد. ایبیس مقدس با نام علمی Threskiornis aethiopicus زمانی در مصر بومی بود، اما با از بین رفتن تدریجی مردابها و زمینهای باتلاقی اطراف رود نیل، در این منطقه منقرض شد. منقار خمیده این پرنده شبیه هلال ماه بود و پرهای سیاه و سفیدش نیز هنگام جمع شدن بالها، تداعیکننده مراحل مختلف ماه به نظر میرسید.
مصریان ایبیس را تجسم زمینی تحوت میدانستند و به همین دلیل احترام زیادی برای آن قائل بودند. میلیونها ایبیس نیز به عنوان پیشکش برای این خدا مومیایی شدند. ارتباط تحوت با این پرنده تا حدی به ظاهر آن مربوط میشد؛ حتی یکی از نامهای تحوت، Dhwty، به معنای چیز سفید یا درخشان ترجمه شده است.
اما بابونها برخلاف ایبیسها هرگز بومی مصر نبودند. احتمال میرود این حیوانات از طریق تجارت وارد مصر شده باشند و پس از آن جایگاه مقدسی پیدا کرده باشند. بابونها در برخی معابد نگهداری و پرورش داده میشدند و مانند حیوانات مقدس دیگر برای زندگی پس از مرگ مومیایی میشدند. این حیوانات علاوه بر تحوت، گاهی با خدای Hapi نیز ارتباط داشتند.
چرا بابون با ماه ارتباط پیدا کرد؟
از میان شش گونه بابون، تنها بابون حمدریاس با نام علمی Papio hamadryas که در شاخ آفریقا و بخش جنوبغربی شبهجزیره عربستان زندگی میکند، به عنوان تجسم زنده تحوت شناخته میشد.
بابونهای حمدریاس تفاوت ظاهری چشمگیری میان نر و ماده دارند. نرهای بالغ پوششی از خز نقرهایرنگ و موهای سفید اطراف گونهها دارند، در حالی که مادهها و بچهها بیشتر دارای خز قهوهای مایل به شنی هستند.

مصریان باستان رفتار این بابونها هنگام طلوع خورشید را نیز به ماه مرتبط میکردند. آنها تصور داشتند زمانی که ماه با طلوع خورشید ناپدید میشود، بابونها با خم شدن و تعظیم کردن در واقع برای از دست رفتن ماه سوگواری میکنند.
ناتانیل دومینی از کالج دارتموث و کاترین هوبایتر از دانشگاه سنت اندروز تصمیم گرفتند بررسی کنند که آیا واقعاً میان این نخستیسانان و ماه ارتباطی وجود دارد یا نه.
آنها در پژوهشی که اخیراً در نشریه Time and Mind: The Journal of Archaeology, Consciousness and Culture منتشر شده، نوشتند:
دلایل این جانورانانگاری هنوز مشخص نیست. گمانهزنیها بیشتر روی ویژگیهای ظاهری ایبیس مقدس، بهخصوص منقار خمیده و هلالیشکل و رنگآمیزی سیاه و سفید آن متمرکز بوده است. اما تبدیل تحوت به بابون بسیار معماییتر است.
خز بابونها چه چیزی را آشکار کرد؟
دومینی و هوبایتر ۱۲ نمونه بابون را از موزه تاریخ طبیعی آمریکا بررسی کردند. آنها طیف بازتاب نور موهای بابون حمدریاس و بابون زیتونی با نام علمی Papio anubis را با طیف نور ماه مقایسه نمودند.
نور مرئی ماه تقریباً به طور کامل از بازتاب نور خورشید ایجاد میشود و مقدار اندکی نیز از نور زمینتاب در آن وجود دارد. ماه کامل حدود ۴۰۰ هزار برابر کمنورتر از خورشید دیده میشود. طیف تابشی ماه محدودههای فرابنفش، مرئی و فروسرخ را در بر میگیرد، اما بیشترین شدت آن در بخش فروسرخ قرار دارد.
موهای بابون زیتونی از نگاه انسان سبز مایل به قهوهای دیده میشوند؛ دلیل آن نیز نقطه اوج طیف بازتاب آنها و کاهش بازتاب در طول موجهای بلندتر است. در مقابل، طیف خز بابون حمدریاس حدود ۶۵ درصد روشنتر از خز بابون زیتونی بود. شگفتانگیزتر اینکه الگوی بازتاب آن تقریباً با نور ماه مطابقت داشت؛ طیف آن عمدتاً مسطح بود و در محدوده مرئی نیز تقریباً در همان نقطهای که نور ماه به اوج میرسد، بیشترین بازتاب را نشان میداد.
چشم انسان این نور را به صورت خاکستری و نقرهای درک میکند. پوشش باشکوه روی شانههای بابونهای حمدریاس و موهای سفید اطراف گونههای آنها نیز درخشندگی بسیار زیادی دارند. میزان بازتاب نور این بخشها حتی از تامارینهای شیرین طلایی برزیل که خود از درخشانترین نخستیسانان شناخته میشوند، بیشتر است.
در نتیجه، خز بابون حمدریاس از نظر رنگ و میزان بازتاب نور، شباهت قابل توجهی به نور ماه دارد.
بابونهای مقدس و باورهای مصریان
این ویژگی ظاهری میتواند توضیحی برای تصویر شدن تحوت در قالب بابون باشد. تحوت چه به شکل ایبیس و چه به صورت بابون، اغلب در حالی به تصویر کشیده میشد که ماه کامل بالای سرش قرار داشت.
مصریان باستان بابونهای زندهای را که در اختیار داشتند تقریباً مانند خود خدایان مقدس میدانستند. نگهبانان این حیوانات رفتار آنها را به رویدادهای آسمانی مرتبط میکردند.
برای نمونه، برخی صداهای بابونها را نوعی سوگواری میدانستند که هنگام عبور قایق خورشیدی رع، یعنی زمانی که تصور میکردند ماه کنار زده میشود، شنیده میشد. آنها همچنین تغییر رفتار بابونها هنگام خورشیدگرفتگی را واکنشی به پوشیده شدن خورشید توسط ماه تفسیر میکردند.
مصریان حتی باور داشتند کسی که زبان بابونها را بیاموزد، میتواند زبان خدایان را نیز درک کند. برخی از این حیوانات چنان جایگاه مهمی داشتند که برایشان سنگنوشته یا یادبود پس از مرگ تهیه میشد. یکی از آنها مستاتاتومیس نام داشت و به عنوان گوش شنوا و واسطه تحوت شناخته میشد. مومیایی او در گورستان بابونهای شمال سقاره، در حاشیه گورستان عظیم انسانها، دفن شده بود.
عنوان گوش شنوا نشان میدهد که مصریان این بابون را واسطهای زمینی میان انسان و تحوت میدانستند؛ موجودی که هنگام دعا کردن مردم به درگاه خدا یا انتقال درخواستهای الهی، نقش میانجی را ایفا میکرد. مصریان باور داشتند نوشتن و زبان را نیز از طریق تحوت دریافت کردهاند.
معمای باقیمانده
دومینی و هوبایتر در پایان پژوهش خود اشاره کردند که برخی شکلهای حیوانی خدایان را میتوان با ویژگیهای آشکار همان گونه جانوری مرتبط دانست، اما بیشتر ارتباطهای میان خدایان و حیوانات همچنان غیرقابل درک هستند.
آنها درباره تحوت نوشتند:
استفاده همزمان از ایبیس مقدس و بابون حمدریاس همچنان توضیحناپذیر است. بابون در واقع یک معماست، زیرا تنها نمونه از جانورانانگاری تحوت به شمار میرود که منشأ بومی در مصر نداشته است.




























