اینروزها، برخی والدین با افتخار از بکارگیری مدلهای زبانی بزرگ مانند ChatGPT برای آموزش فرزندانشان صحبت میکنند.
بهتازگی دو اینفلوئنسر معروف به نامهای کول لابرنت و ساوانا لابرنت درباره رویکردی توضیح دادهاند که برای آموزش پنج فرزندشان در پیش گرفتهاند. ساوانا توضیح داد:
من برای درس تاریخ چه کار میکنم؟ کول معمولاً تمام بخش تاریخ را بر عهده میگیرد و من از این بابت خوشحالم، چون خودم در تاریخ خیلی قوی نیستم. بنابراین کول تقریباً هفتهای یک بار وارد کار میشود و با بچهها یک درس تاریخ داریم. ما فقط چیزهایی را به آنها یاد میدهیم که خودمان میخواهیم یاد بگیرند و فکر میکنیم از همه مهمتر هستند. در مورد علوم و جغرافیا هم تقریباً همین روش را داریم.
چنین رویکردی برای آموزش در خانه چندان غیرمعمول نیست. با این حال، ساوانا اعتراف میکند که گاهی حتی همین درسهای ساده نیز بدون کمک هوش مصنوعی برایشان دشوار میشود. اینکه برخی والدین میتوانند درباره آموزش خانگی فرزندانشان تصمیم بگیرند، ممکن است پیامدهای نگرانکنندهای داشته باشد. در بخش بزرگی از ایالات متحده، والدینی که آموزش فرزندانشان را در خانه بر عهده میگیرند، آزادی بسیار زیادی درباره محتوای آموزشی دارند. در ۱۱ ایالت تقریباً هیچ مقررات مشخصی برای آموزش در خانه وجود ندارد.
در بسیاری از ایالتهای دیگر نیز تنها ارائه اعلامیهای مبنی بر قصد آموزش در خانه و ارائه گاهبهگاه مدرکی برای حضور و ادامه تحصیل لازم است. مورد دوم نیز معیار بسیار ابتدایی برای سنجش موفقیت محسوب میشود و بهسادگی میتوان آن را دستکاری کرد. در واقع تعداد ایالتهایی که بهطور قطعی انجام آزمونهای استاندارد و پیروی از یک برنامه درسی سختگیرانه را الزامی میدانند بسیار کمتر است؛ این ایالتها عبارتاند از رود آیلند، پنسیلوانیا، نیویورک، ورمونت و ماساچوست.
البته خانواده لابرنت تنها نمونه چنین رویکردی نیستند. حساب کاربری محبوب Heavenly Homeschool نیز ویدیوهای کوتاهی منتشر کرده که در آنها به والدین آموزش داده میشود چگونه برنامههای درسی یک سال کامل را با کمک هوش مصنوعی تولید کنند؛ برنامههایی که متناسب با جهانبینی خاص هر خانواده طراحی میشوند.
از ChatGPT خواسته شد برای دانشآموزی در پایه سوم ابتدایی در ایالت میشیگان یک برنامه آموزش در خانه طراحی کند؛ ایالتی که تقریباً هیچ مقررات سختگیرانهای برای آموزش خانگی مستقل ندارد. از این ابزار خواسته شد برنامهای مطابق با آموزههای کاملاً انجیلی و بدون تاریخ یا علوم به اصطلاح بیدار طراحی کند. ChatGPT نیز بدون مخالفت جدی با این درخواست پاسخ داد:
میتوانم این برنامه را بر پایه یک جهانبینی محافظهکارانه، آشکارا مسیحی و انجیلی طراحی کنم؛ بهگونهای که کتاب مقدس در سراسر درسها حضور داشته باشد و تاریخ و علوم نیز بر اساس دیدگاه زمین جوان و آفرینشگرایی، به جای چارچوب سکولار یا مترقی، آموزش داده شوند.
ChatGPT مشخص کرد که تقویم آموزشی پیشنهادی بر پایه اقتدار کتاب مقدس، اخلاق سنتی مسیحی و علوم مبتنی بر آفرینش تنظیم خواهد شد. این مدل زبانی، برنامهای ارائه کرد که شامل درسهای کتاب مقدس و مطالعات مسیحی بود. در بخش تاریخ آمریکا نیز رویکردی سنتگرایانه به کار گرفته شد و موضوعاتی مانند گسترش به سمت غرب و هنری فورد در آن گنجانده شد. در علوم مربوط به زمین و همچنین نجوم نیز دیدگاه آفرینشگرایانه مبنای آموزش قرار گرفت.
ChatGPT درباره بخش مربوط به فضا نیز وعده داد که دروس، آسمانها را بهعنوان آفریده خدا معرفی کنند و در عین حال میان مشاهدات علمی و تفسیرهای مربوط به سن و منشأ جهان تفاوت بگذارند. در مجموع، این وضعیت تصویر نگرانکنندهای از شرایط حدود ۳.۷۵ میلیون کودک و نوجوانی که در مقاطع K-12 در ایالات متحده در خانه تحصیل میکنند، ترسیم مینماید. افزون بر احتمال ورود توهمات و اطلاعات ساختگی گسترده هوش مصنوعی به محتوای آموزشی، این فناوری میتواند برای والدین به جعبه پاندورا تبدیل شود؛ ابزاری که به آنها اجازه میدهد بدون مواجه شدن با مخالفت جدی، انواع نظریههای توطئه فاقد پشتوانه علمی یا دیدگاههای ضد اجتماعی را بهسادگی وارد آموزش فرزندانشان کنند.
































